به سايت مجتمع آموزشي غير انتفاعي معراج خوش آمديد

طاووس مغرور

طاووس مغرور باز هم با ناز و كرشمه در حاليكه پرهايش را باز كرده بود وارد جنگل شد. آقا خرسه را ديد ، اما به او سلام نكرد . خانم خرگوشه را ديد، رويش را از او برگرداند . سنجاب كوچولو را ديد ، به او اخم كرد . طاووس مغرور خيال مي كرد كه چون پرهاي زيبايي دارد پس بهترين و زيباترين حيوان جنگل است و بايد تمام حيوانات جنگل را به او احترام بگذارند . در يك شب سرد پاييزي آسمان برق شديدي زد و درختي كه كنار خانه طاووس مغرور بود ، آتش گرفت و پرهاي زيباي طاووس مغرور نيز در آتش سوخت. صبح آن روز وقتي طاووس مغرور از خواب بيدار شد ديد كه تمام پرهايش سوخته اند و حتي پرهاي روي سرش هم از دست رفته اند و او مانده است و يك جفت پاي زشت . طاووس مغرور نمي دانست با چه رويي وارد جنگل شود ، او كه تا به حال اين همه به پرهاي زيبايش مي باليد حالا آنها را از دست داده بود و فكر مي كرد كه حتماً حيوانات جنگل با ديدن بدن بدون پر او شروع به خنديدن خواهند كرد . آن روز طاووس مغرور وارد جنگل نشد ، غافل از اين كه كلاغ فضول خبر سوختن پرهاي طاووس را به همه حيوانات جنگل داده بود . بعد از ظهر آن روز طاووس مغرور در حاليكه كنار رودخانه نشسته بود و از ناراحتي گريه مي كرد ناگهان حيوانات جنگل را ديد كه همه به ديدن او آمده اند و براي او لباسي از برگ و گل درختان آورده اند تا او كمتر غصه بخورد . طاووس با ديدن حيوانات بسيار خوشحال شد و از رفتار گذشته خود پشيمان شد و از آنها معذرت خواهي كرد .

صفحه اصلي   
درباره مجتمع   
اخبار و آرشيو خبر   
برنامه هاي آموزشي و فوق برنامه   
چهره هاي ماندگار   
افتخارات و نمودارها   
دانش آموزان موفق   
نظرسنجي از مجتمع   
آلبوم تصاوير   
ارتباط با ما   
 
مجتمع آموزشي غير انتفاعي معراج : 45 متري گلشهر - ايستگاه ياس
email:info@ma-meraj.com    تلفن :   4553275   -   4550504   -   4553855
طراح و پشتـِِِِِِبان فني شركت آتي نت